خدا پرسید پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی،من در پاسخش گفتم اگر وقت دارید.خدا خندید و گفت وقت من بی نهایت است. درذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب می کند؟
خدا پاسخ داد: در کودکیشان، اینکه آنها از کودکیشان خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو می کنند که کودک باشند
اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را بدست آورند
اینکه با اضطراب به آینده نگاه می کنند و حال را فراموش کرده اند بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده
اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند
دست های خدا دستانم را گرفت و برای مدتی سکوت کردیم ومن دوباره پرسیدم: به عنوان یک پدر کدام درس های زندگی را می خواهی فرزاندانت بیاموزند
خداوند گفت.....
بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که دوستشان داشته باشد همه کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خودشان آنها را دوست داشته باشند.
بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند. بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمهای عمیقی در دل آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم ولی سالها طول می کشد تا آن زخمها را التیام بخشیم.
بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد.
بیاموزند که آدمهایی هستند که دوستشان دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان بدهند.
بیاموزند که دو نفر می توانند به یک نقطه نگاه کنند اما آن را متفاوت ببینند. بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران راببخشند بلکه آنها باید خود را هم ببخشند .
من با خضوع گفتم: از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم، آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند
خداوند لبخند زد و گفت: فقط بدانند که من اینجا هستم همیشه... .
آجرک الله یا صاحب الزمـــــــــــــــــــــان عج
توهین به حضرت علی بن موسی الرضــــــــا(ع) و حضرت امام هادی(ع) وامام عصر ارواحنا فداه توسط ملعون شیطان پرست،شاهین نجفی را خدمت امام عصر (عج) تسلیت عرض می نماییم.برای مقابله با این شیطان حرام زاده اطلاع رسانی کنید.
ابتدا خیلی جا خوردم و تعجب کردم.آخه این خواننده رو می شناختم.سیاسی می خوند ولی در این حد نه دیگه.........
رفتم پیگیر شدم،دیدم بـــــــــــــــــــــــــــله چه توهینایی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در ادامه ی هتاکی از امام هادی (ع) در فیسبوک، این ملعون به خواندن یک کلیپ (صوتی) کرده که عکس تبلیغاتی این آهنگ سراسر توهین به گنبد امام رضـــــــــــــــا علیه السلام است و نام آهنگ (نقی) می باشد که در خود کلیپ توهین هایی بسیار شرم آور به امام هادی و امام عصر (علیهم السلام) شده است
در صفحات فیسبوک این کار را محکوم کردند و البته سایت های مختلف..............
جالب است که شبکه ی بی بی سی برای سایتی که برای اولین بار این کلیپ را گذاشته، جایزه ای در نظر گرفته است.
در ضمن حضرت آیت الله صافی گلپایگانی،از مراجع عظام، حکم ارتداد این شخص رو صادر کرده است.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آله، و آخر تابع له علی ذلک،اللهم العنهم جمیــــعا.......

پی نوشـــــــــــــــــــــــــــــــت:
۱) میلــــــــــــــــــــاد یگانه بانوی عالم حضرت فاطمه سلام الله علیها را به تمامی شیعیـــــان تبریک میگوییم.
۲) حضرت آیت الله مکارم شیرازی هم حکم ارتداد این ملعون رو صادر کردند
داشتیم تو خیابون قدم میزدیم که یهو صدای ترمز شدیدی اومد و دو تا پا که یکی عمودی یکی افقی رو هوا بود...خلاصه ملت جمع شدن بالای سرطرف,که در این هنگام راننده پیاده شد و با خونسردی گفت:اقا چیزیتون شد؟
یارو هم با همون وضع صورت خونی مالی در حالیکه به سختی نفس می کشید گفت:پ نه پ,خودمو انداختم زمین از داور پنالتی بگیرم!
راننده گفت:نمکدون!منطورم اینه که میخوای زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت:پ نه پ,زنگ بزن برنامه نود,عادل اینا کارشناسی کنن صحنه پنالتی بوده یا نه!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت.
یه تاکسی میگیره.وقتی به مجلس میرسن به راننده میگه:اینجا منتظر باش تا من برگردم
راننده میگه:نمیشه,چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل گوش کنم
چرچیل از این حرف خوشش میاد و به راننده 10 پوند میده
راننده میگه:گور بابای چرچیل,هر وقت خواستی برگرد
(ایمیل شده توسط"agheltarin divane")
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمتاً لازم است آیه ی ٤٠ سوره ی توبه را که مورد استشهاد است را ذکر کنیم:
(إلّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ إذْ أَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَرُوا ثانی اثْنَیْنِ إذْهُما فِی الغارِ إذ یَقولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إنَّ اللهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَةُ علیهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَم تَرَوْها ....الایة)
شیخ طبرسی در کتاب «الاحتجاج» و کراجکی در کتاب «کنز الفوائد» از شیخ ابوعلی حسن بن محمد رقّی از شیخ مفید ابی عبدالله محمد بن نعمان چنین نقل کرده که او برایم گفت:
در یکی از سالها شبی در خواب دیدم که از راهی عبور می کنم. ناگهان چشمم به جمعی انبوه افتاد که حلقه وار دور کسی را گرفته اند!
پرسیدم: چه خبر است؟
گفتند: مردم دور عمر بن خطاب جمع شده اند و او برایشان داستان سرایی می کند.
پس جمعیت را شکافتم و نزد عمر رفتم و پرسیدم:
(أیّها الشیخ ما وجهُ الدلالة علی فَضلِ صاحِبُکَ أبی بکر ابن أبی قُحافه مِن قولِه تعالی: ثانی اثنَینِ إذهما فِی الغارِ؟)
یعنی: آیه ی «ثانی اثنین إذهما فی الغار» چگونه بر فضیلت رفیقت ابوبکر دلالت دارد؟
پاسخ داد:ابن آیه از شش جهت بر فضیلت ابوبکر دلالت دارد!
اول اینکه: خداوند ابتدا پیامبرش را ذکر کرده و آنگاه ابوبکر را؛و او را دوم شخص(بعد از پیامبر) قرار داده و فرموده:«ثانی اثنین»
دوم اینکه: آن دو را در مکان واحد و کنارهم جمع کرده(به جهت الفتی که بین آنها قرار داده) و لذا فرموده: «إذهما فی الغار»
سوم اینکه: ابوبکررا به خلعت مصاحبت با پیامبر مشرف ساخته و فرموده:«إذ یقول لصاحبه»
چهارم اینکه: پیامبر را دلسوز او قرار داده و پیامبر نسبت به ابوبکر کمالملاطفت را داشته چنانکه فرموده: «لا تحزن»
پنجم اینکه: خداوند از قول پیامبر به اوخبر داده که خداوند یاور و ناصر ما دو نفر است چنانکه فرموده: «انّ الله معنا»
ششم اینکه: خداوند در آیه خبر داده که سکینه و آرامش را بر ابوبکر نازل فرموده و می فرماید: « فانزل الله سکینته علیه» و مراد از ضمیر در (علیه) ابوبکر است نه پیامبر،چرا که آرامش همیشه با پیامبر بوده و نیازی به فرود آمدن آرامش و سکینه از جانب خدا بر او نبوده است.
این شش وجه، دلیل است بر فضل ابوبکر است که آیه غار بیانگر آن است و به هیچ وجه قابل خدشه نیست.
به او گفتم: دلایل تو را شنیدم لکن من با کمک خداوند جمیع براهین و استدلالهای تورا باطل خواهم کرد.
و اما اینکه گفتی: خداوند ابوبکر را دومین قرار داد،آری به خدا سوگند آنها دو کس بودند لکن ملاحظه ی عدد چه فضلی را برای ابوبکر اثبات می کند؟چرا که چه بسا یک مومن با یک مومن دیگر و یا یک مومن با یک کافرازروی ضرورت و ناچاری جمع می شوند واین دلیل بر فضیلت کافر نیست.
و اما اینکه گفتی خداوند آن دو را درمکان واحد جمع کرده، این هم مانند صورت اول است، چرا که اجتماع مومن و کافر در یک مکان واحد ممکن است و این دلالتی بر فضیلت کافر ندارد، و از طرفی مسجدالنبی اشرف از غار است لکن در آنجا مومنین و کفار بعضا با هم بودند لذا خداوند چنین فرموده: « فَما للَّذین کَفَرُوا قِبَلَکَ مُهطِعینَ، عَنِ الیمینِ و عَنِِ الشِّمالِ عِزینَ» (معارج ٣۶.٣٧)
یعنی: چه شده است که آنان که کفر ورزیده اند، به سوی تو شتابان اند،گروه گروه از زاست و چپ هجوم می آورند؟)
و نیز در کشتی نوح،پیامبر و شیطان و سگ و... با هم جمع بوده اند، بنا براین اجتماع در یک مکان دلالت بر فضل ابوبکر ندارد.
بقیه ی مناظره در ادامه مطلب.......................
ادامه مطلب...
ایشالا که این ها فقط سه نفرن... نه چهل نفر...
از در و میخ هم خبری نیست...
ایشالا که این خانم هم حامله نیست...
ایشالا که بچه هاش و شوهرش هم در حال نظاره نباشند...
دیگه نمیتونم چیزی بگم... فقط ببینید و به حال مادرمون گریه کنید...
به حال دل سوخته ی علی گریه کنید و برای فرج منتقم دعا کنید...

اما در میان این اقوال، آن قولی که برای ما قابل اعتنا است روایات رسیده از ناحیه ائمه هدی علیهم السلام می باشد. به نقل مرحوم علامه مجلسی، مرحوم ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبین اینگونه اظهار نظر کرده: مدت زمان حیات فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله مورد اختلاف قرار گرفته است، به طوری که کمترین زمان ذکر شده در این رابطه 40 روز و بیشترین زمان هشت ماه می باشد، اما آنچه نزد ما مسلم و مورد قبول است روایات رسیده از امام باقر علیه السلام است که حضرت می فرماید:
«بدرستی که زمان رحلت صدیقه کبری سلام الله علیها سه ماه بعد از رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله بود».
همچنین مرحوم طبری شیعی در کتاب دلایل الامامه به سلسله اسناد خود روایاتی از حضرت امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت می فرماید:
«حضرت صدیقه طاهره علیها السلام در ماه جمادی الاخر روز سه شنبه، سه روز از ماه گذشته در سال یازده هجری از دنیا رفتند».
این دو روایت مبنای مورد اتخاذ غالب علمای شیعه من جمله سید طاووس (ره) در کتاب شریف اقبال می باشد.
اما دسته دوم دیگری از روایات صحیحه هم این مدت را 75 روز ذکر کرده اند از جمله این روایات، روایت مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام است که حضرت می فرماید:
«بدرستی که توقف فاطمه علیهاالسلام در این دنیا پس از پدر گرامیش 75 روز بود.»
این دسته از روایات هم مبنای نظر برخی از علمای شیعه از جمله مرحوم کلینی گردیده. البته ممکن است دلیل اختلاف در این دو دسته از روایات صحیحه رایج نبودن نقطه گذاری بر کلمات در زمان صدور روایات باشد. توجه به شباهت «خمسه و سبعون» با «خمسه تسعون» موید این معنا است.
حساسیت های تأمل برانگیز
به تازگی از سوی عده ای پرسش های نزدیک به این مضمون مطرح می شود که: بالاخره ایام فاطمیه چند روز است؟ مگر حضرت صدیقه سلام الله علیها یک روز شهادت بیشتر دارند. این فاطمیه اول و دوم چیست؟
.......................
ادامه مطلب...
رسیده شب همه غیر از دو چشم من خوابند
دوباره پهلو و بازو و دیده بی تابند
دوباره درد گرفته همه وجود مرا
دوباره غم زده بوسه تن کبود مرا
نه دست تا که زنم شانه موی زینب را
نه پا که خانه بگیرم زغصه در صحرا
نه دیده تا که ببینم رخ حسینم را
به بر چگونه بگیرم دو نور عینم را
زپا فتاده ام امشب بگیر اجل دستم
قسم به اشک حسینم که رفتنی هستم
به یاد کوچه و سیلی چو بید لرزانم
به اشک شاهد کوچه دگر نمی مانم
زضرب سیلی دشمن ز پای افتادم
قسم به غربت مولا به کوچه جان دادم
اگر چه گل ولی از جور خصم پژمردم
نبود لطف و مرامش تمام هستم شد
میان کوچه غربت عصای دستم شد
اگرچه دیده اش ابری و سینه اش پر درد
چه بی صدا و صمیمی به خانه ام آورد
فرا رسیدن ایام سوگواری بی بی دو عالم حضرت فاطمه سلام الله علیها را به شما تسلیت عرض میکنیم.
پروردگار عالم در سوره احزاب آیه 57 مى فرمایند: "ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا والآخرة"؛ به یقین كسانى كه خدا و پیامبر او را اذیت مى كنند، در دنیا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى دور مى باشند. قطع نظر از روایات خاصه كه از طریق شیعه نقل شده، اگر آن احادیثی را كه در كتب معتبر عامه آمده است را كه «اذیت فاطمه علیهاالسلام را اذیت خدا و پیامبرش مى دانند» را با این آیه شریفه كنار هم گذاشته و نتیجه بگیریم، آنگاه به این ثمره خواهیم رسید كه هر كس فاطمه علیهاالسلام را اذیت كرده و در حق او ستمگرى نموده و به خانه او تجاوز كرده و ... در دنیا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى محروم و به عذاب دردناك در قعر آتش جهنم گرفتار خواهد آمد. علاوه بر این، استدلال و استنتاج، از تفسیر على بن ابراهیم نقل شده كه این آیه در مورد كسانى نازل شده، كه حق على علیهالسلام را غصب كنند و فاطمه علیهاالسلام را از حقش محروم نموده و وى را به خشم آورند... .(1) «ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الاخره و اعدلهم عذابا مهینا»؛ نزلت فیمن غصب امیرالمؤمنین حقه و اخذ حق فاطمه و آذاها... . پس، با این بیان روشن (ایذا فاطمه علیهاالسلام ایذا خدا و پیامبر، موذیان خدا و پیامبر ملعون، پس موذیان و مبغضان فاطمه ملعون). ملاحظه مى شود كه خداوند، دشمنان و ستمگران فاطمه علیهاالسلام را در قرآن مجید ملعون خوانده است. و اما از نظر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نیز، از طریق اهل تسنن، از ابن عباس در یك حدیث مفصل در مورد حضرت فاطمه علیهاالسلام چنین آمده است: اللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها، و ذلل من اذلها، و خلد فى نارك من ضرب جنبها حتى القت ولدها، فتقول الملائكه عند ذلك (آمین) (2) ؛ خداوندا! هر كس فاطمه را مورد ستم قرار دهد از رحمت خود دور بدار (لعنتش كن) و غاصبین حقش را عذاب كن و كسى كه او را خوار گرداند، خوارش فرما و آنان كه به پهلوى او مى زنند و باعث سقط فرزندش مى شود براى همیشه در آتش دار، (این دعاها با آمین ملائكه به اجابت مى رسد.) چنانچه ملاحظه مى كنید در این حدیث پیامبر خدا ستمگران و غاصبین حق فاطمه علیهاالسلام را ملعون خوانده و آنان را براى همیشه اهل آتش میداند.
پینوشتها: 1ـ عوالم، ج 11، ص 110/ بحارالانوار، ج 43، ص 25، ح 23. 2ـ فرائدالسمطین، ج 2، ص 35، ح 371.

دانشجو در ملل مختلف
دانشجوی ژاپنی: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
دانشجوی مصری: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
دانشجوی هندی: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
دانشجوی عراقی: مدام به تیرها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد و در صورت زنده ماندن به درس خواندن ادامه می دهد!
دانشجوی چینی: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
دانشجوی اسرائیلی: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده و مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
دانشجوی گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای اش درس خواندن را تجربه کند!
دانشجوی پاکستانی: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
دانشجوی اوگاندایی: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
دانشجوی انگلیسی: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم همواره درس می خوانند!
دانشجوی کوبایی: او چه دلش بخواهد چه نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
دانشجوی ایرانی: عاشق تخم مرغ آب پز و املت است! به همبرگر و پیتزا هم بیشتر از کله پاچه و آبدوغ خیار اهمیت می دهد.
سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد!
سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد و هر طور شده به سیاست هم کشانده میشود.
معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند!
عاشق تقدیم عبارت “خسته نباشید” به استاد است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس!
هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز هم به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید!
او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود!
جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند!
او چت می کند! ایمیلش را مرتب چک می کند! خیابان متر می کند و در یک کلام عشق و حال می کند!
و چه حالی می کند با پیش نیاز و میان ترم و کوییز و پروژه و کنفرانس و پایانترم و مشروط و ستاره دار و بی ستاره و …
خدائیش دانشجوی ایرانی اگه آسایش و آرامش داشته باشه و تو کف مشکلات و مخارج سنگین دوران دانشجویی و نگران بیکاری بعد از فارغ التحصیلی و غیره و ذالک نباشه از دانشجوهای همه دنیا سرتره ولی حیف و صد حیف که به دلایل معلوم و نامعلوم نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است یا اینکه نمیشه چندان به ادامه تحصیل این نمونه از دانشجو در دانشگاه های داخلی دل بست!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
اول سلام - دوم عیدتون مبارک !؟! - سوم عیدتون مبارک ، که مبارکی اونم فقط به خاطر دید و بازدیدشه و صلهء رحم که پیغمبرمون سفارش کردن والّا چه عیدی ؟! عید اول صبحی که پسر فاطمهء زهرا تکیه به دیوار کعبه می ده و اون کاری رو که باید بکنه انجام می ده ، دیگه زیاد ریز نمی شم خودتون می دونید که ... خلاصه همه بشارت و خبر اومدن آقا رو میدن انشاالله و شادی کنان دورش می گردن . به هر صورت بر طبق عادات عیدتون مبارک .
چهارم - دل آدما به اندازهء حرفاشون بزرگ نیست اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدما رو بسازه دیروز حرف حرفه عشق بود و شیرینی محّبت به آقامون و عاشقای واقعی سیّدالشهدا که
هر که از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شود
صحبتم از دیوانهء عشق حسینی بیابانگرد زینبی ، حاج رسول دادخواه خیابانی ، همونکه با یه نظر ارباب به اوج افلاک پر کشید ( داشتم فکر می کردم اگه حاج رسول تو زمونهء ما بود چیکارش می کردیم حتما نعوذ و بالله آفتابه هم گردنش مینداختیم ) ابتدا آدمی مست و لایعقل بود ، تو میدون قطب تبریز خونه داشت می گن اکثر روزای هفته رو شراب می خورد و مستی می کرد به حدّی که مغازه دارا از ترسش مغازه ها رو تعطیل می کردن امّا جمعه شب ها به هیئت هم میرفت ، همهء اعضای هیئت از این وضعیت خبر داشتند و خسته شده بودن ( آخه واه واه واه ، آبروی امام حسین رو می برد !!! ) خلاصه یه سیّدی تو هیئت سخنرانی میکرد می گن به رسول ترک بگو (( رسول یا دست از لاابالی گری بر داره یا دیگه پاشو به هیئت نذاره )) اون سیّد هم دقیقا به رسول می گه و رسول سری پائین میندازه و اشکی در چشمش حلقه می زنه خطاب به امام حسین می گه : (( یا حسین سگ تو رو از درگاهت روندن )) شب سیّد به خانه رفت و در عالم خواب می بینه امام حسین ( ع ) قدم می زنه به حضرت سلام میدهد و جواب سلام سنگین از ناحیهء آقا می شنود و توجهی به او نمی کند. سیّد به امام می گوید : یا جدا آیا از من خطائی سر زده امام می فرماید : چرا سگ مرا از درگاهم راندید ؟ سیّد از خواب بیدار می شود و به خانهء رسول می رود ، داستان را می گوید و عذر خواهی می کند . حالا از اینجاش خیلی قشنگ می شه .... رسول خطاب به سیّد می گه : آیا امام حسن(ع) گفت چرا سگ را از درگاهم راندی یا فرمود : چرا سگ مرا از درگاهم راندید ؟ سیّد پاسخ می دهد فرمود چرا سگ مرا راندید ؟( افتخار ما اینه که همچنین آقائی داریم ) و در این حین رسول نعره ای می زند و از آن روز دیوانه ء حسین میشود . آن هم چه دیوانه ای ! دیوانه ای که در مصائب حسین آنچنان به سر و صورتش می زد که نگو و نپرس دیوانه ای که بزرگان قسم می خورند کمتر عاشق و متوسلی مثل او در مجالس دیده بودیم .
آری او دیوانه بود و خود رو با افتخار کلب الحسین و سگ درگاه اباعبدالله می نامید هر چند که این نام و این مدال سزاوار فقط اوست . پس شما به دل نگیرید .او پاسبان خیمهء حسین بود و پیروان حسین این نام را از جهت وفای به ارباب عاشقانه و بی ریا انشاالله بر خود می گذارند ؛ نمی دونم چرا دلم هوای نازپروری ها و دیوانه بازی های او را کرد که چه خوش گفت :
به ذره گر نظر لطف بو تراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند
یاعلی مدد (( بازم عیدتون مبارک ))

|
متن ادبی
پير ما گفت شهادت هنر مردان است عقل نامرد در اين دايره سرگردان است
پير ما گفت كه مردان الهي مردند كه به دنبال رفيق ازلي مي گردند شهدا رفتند و ما مانده ايم . براي جانبازان که ماندن چه کرديم ؟ براي آزادگان چه کرديم؟ براي خانواده شهدا چه کرديم ؟ نمي دانم ما كه لياقت حضور در جبهه ها و زندگي در كنار آنها را نداشتيم آي كساني كه دم از شهدا مي زنيد مرد باشيد و بر سر عهد و پيمان خود بمانيد تا نكند پشيمان و سرافكنده و روسياه در محضرشان شويم . شهدا را ياد کنيم . شده با ذکر يک صلوات . بار ها از اين که زنده هستم و دارم روي دم اون آدم هاي بزرگ بازدم مي دهم از زنده بودنم خجالت مي کشم . خدايا تو خودت مي داني در دل و قلب من چه مي گذرد . در باغ شهادت را بستند ... |

1-چهارشنبه سوری: فرصتی بسیار مناسب برای افرادی که زیاد مایل نیستند بهار سال آینده را مشاهده کنند. اتفاقی که در آخرین سه شنبه سال می افتد، اما معلوم نیست به چه دلیلی به جای سه شنبه سوری به آن چهارشنبه سوری می گویند. نام یک فیلم که موضوع آن هیچ ربطی به نام فیلم ندارد!
2- خانه تکانی: تکان خوردن خانه، نوعی زلزله بدون خسارت جانی که البته در برخی موارد همراه با خسارتهای شدید مالی (از جمله تعویض مبلمان، پرده ها، تلویزیون و...) می باشد، نام یک نوع ورزش که در آن مردان "کوزت"وار اقدام به شست و شوی شیشه منازل و تمیز کردن خانه می کنند.توضیح مرتبط:ای کاش به جای این همه خانه تکانی کمی هم به خانه دلمان تکانی می دادیم...
3- خرید نوروزی: روزهای کشیدن چک، روزهای حسرت کشیدن پشت ویترین مغازه ها، روز" بابا من اینو می خوام "،"بابا من اونو می خوام"، روز درک معنی فاصله طبقاتی به کمک تک تک سلولهای بدن.
4 - جلو کشیدن ساعت: سنتی قدیمی که از 15 سال پیش با هدف صرفه جویی در مصرف برق انجام می گرفت اما امروزه برخی محققان، دریافته اند که این عمل هیچ تأثیری درکاهش مصرف برق ندارد و مردم کشورمان هم در این 15 سال سر کار بوده اند و الکی هی ساعتها را جلو و عقب می کشیده اند!
5 - مسافرت نوروزی: ترفندی برای جیم شدن از دست مهمانان نوروزی. فرصتی طلایی برای مأموران راهنمایی و رانندگی... البته نه برای جریمه کردن بلکه برای ارشاد رانندگان خطاکار!
6- روبوسی: سخت ترین جای دید و بازدید. معمولاً بعد از دست دادن انجام می گیرد.
یک خواهش مرتبط: لطفاً در طول تعطیلات نوروزی از خوردن پیاز و سیر جداً خودداری کنید.
7 - عیدی: انگیزه اصلی برای رفتن به خانه اقوام. دادنش برخلاف گرفتنش بسیار سخت است. معیاری مناسب برای سنجش این که هر فرد چقدر دوستتان دارد.
8 - رژیم غذایی: احتمالاً در طول تعطیلات نوروز کلاً بی خیال این مورد شده اید، موردی که هم گرفتنش در طول تعطیلات باعث پشیمانی است و هم نگرفتنش!
9 - برنامه های نوروزی تلویزیون: یک سریال عشقولانه که در طی سیزده، چهارده قسمت در آن جوانی بی"وفا" (که تریپ صحبت کردنش اصلاً به تقلید از"محمد رضا فروتن" نیست) سعی می کند "وفا"دار شود. یک عالمه فیلم سینمایی شامل 3 تا ماتریکس، یک دونه مرد عنکبوتی و... همچنین پخش جومانجی برای هزارمین بار.
10 - سیزده به در: روزی که جماعت از خانه هایشان به مقصد کوه، دشت و بیابان خارج می شوند. روز طلایی دزدان. روزی که به جنگل می رویم و در آنجا آشغال می ریزیم، شاخه های درختان را می شکنیم و طبیعت را از بین می بریم. شاید به همین علت در تقویم، نام سیزده به در را "روز طبیعت" گذاشته اند.
11- چهارده فروردین: یکی از روزهای سخت سال. روزی که پس از 20 روز خوردن و خوابیدن مجبوری دوباره صبح زود از خواب بیدارشوی...
12- روزهای بعد از تعطیلات: زمان پاس کردن چکها(برای کارمندان محترم)، نشستن پای لرز بعد از خوردن آجیل (این روزها علاوه بر خوردن خربزه خوردن خیلی چیزها باعث لرزش پا می شود!) روزهای سختی که باید ناخواسته خوردن شیرینی و میوه را ترک کنید. روزهایی که قبض تلفن و موبایل (مخصوصاً SMS آن) منجر به بلند شدن دود از سر شما خواهند شد
گفتم : ميدوني غريب ترين چيزا بينمون چيه؟
گفت : نه تو بگو
گفتم : قرآن
گفت: ما كه ،
قسم ميخوريم به قرآن
كتاب نفيس چاپ مي كنيم از قرآن
مهريه عروس تعيين ميكنيم شروعش با يه جلد قرآن
اسباب كشي ميكنيم اول قرآن
مسافرت ميكنيم از زير قرآن
مرده مونو بدرقه ميكنيم تا قبرستون با قرآن
گفتم : خوب ديگه ؟
گفت : تازه از اينجا به بعدو باش كلي بالا سر مرده مون قرآن ميخونيم ، البته
ما كه نه ،ولي پول ميديم به يكي (قرآن خون سر خاكها )
كلي قرآن بالا سرش بخونه .
بعدش گفت : خوب اين همه ....بازم ميگي قرآن غريبه ؟...
گفتم : و ... زنده ها ؟.!.؟.!..؟............
چه استفاده ای ازش کردیم؟
کدوم دستورشو عمل کردیم ؟!
عشق گل آفتاب گردان به خورشید
گل آفتاب گردان رو به نور می چرخدو آدمی رو به خدا،ما همه آفتاب گردانيم.اگر آفتاب گردان به خاك خيره شود و به تيرگي،ديگر آفتاب گردان نيست.آفتاب گردان كاشف معدن صبح است و با سياهي نسبت ندارد.اينها را گل آفتاب گردان به من گفت و من تماشايش مي كردم كه خورشيد كوچكي بود در زمين و هر گلبرگش شعله اي بود و دايره اي داغ در دلش مي سوخت...آفتاب گردان به من گفت:وقتي دهقان بذر آفتابگردان را مي كارد،مطمئن است كه او خورشيد را پيدا خواهد كرد.آفتاب گردان هيچ وقت چيزي را با خورشيد اشتباه نمي گيرد،اما انسان همه چيز را با خدا اشتباه مي گيرد.آفتاب گردان راهش را بلد است و كارش را مي داند.او جزء دوست داشتن آفتاب و فهميدن خورشيد،كاري ندارد.او همه ي زندگي اش را وقف نور مي كند،در نور به دنيا مي آيد و در نورمي خورد و نور مي زايد.دلخوشي آفتاب گردان تنها آفتاب است.آفتاب گردان با آفتاب آميخته است و انسان با خدا.بدون آفتاب،آفتاب گردان مي ميرد،بدون خدا،انسان...آفتاب گردان گفت:روزي كه آفتاب گردان به خدا بپيوندد،ديگر آفتاب گرداني نخواهد ماند و روزي كه تو به خدا برسي،ديگر(تويي)نمي ماند.و گفت من فاصله هايم را با نور پر مي كنم،تو فاصله ها را چگونه پر مي كني؟ آفتاب گردان اين را گفت و خاموش شد.گفت و گوي من و آفتاب گردان نا تمام ماند.زيرا كه او در آفتاب غرق شده بود. جلو رفتم و بوييدمش،بوي خورشيد مي داد،تب داشت و عاشق بود.خداحافظي كردم،داشتم مي رفتم كه نسيمي رد شدو گفت:نام آفتاب گردان همه را به ياد آفتاب مي اندازد،نام انسان آيا كسي را به ياد خدا خواهد انداخت؟آن وقت بود كه شرمنده از خدا رو به آفتاب گردان گريستم...


